مقام معظم
رهبري : :(24 آذر 1387)
« من
از نزدیک این
سردار عالی
مقام، جاویدنشان،
حاج احمد
متوسلیان را میشناختم
و روحیه و کار
و تلاش او را میدیدم.
او یکی از
برجستگان
دفاع مقدس بود
و به نظر من
خواندن شرح
حال این
برجستگان،
درسهای زیادی
را به دانشجویان
میآموزد. »
شهدا در قهقهه
مستانه شان و
در شادي
وصولشان عند
ربهم يرزقون
اند.
زندگينامه
شهيد احمد
متوسليان
(( احمد
)) در سال 1332 در
جنوب تهران
چشم به جهان
گشود . پدر و
مادرش اهل
تقوا و ديانت
بودند و بر
اين نسخ ،
احمد را تربيت
كردند . دورهء
ابتدايي را در
دبستان
اسلامي (( مصطفوي
)) تمام كرد . ضمن
تحصيل ، در
بازار به پدرش
كمك مي كرد .
احمد از همان
سالهاي
نوجواني ، شوق
و رغبت خاصي
به شركت در
كلاسهاي
مذهبي و قرآن
از خود نشان
مي داد . در آن
كلاسها با
مظالم و جنايتهاي
رژيم شاه آشنا
شد و از همان
نوجواني ، وارد
ميدان مبارزه
با عوامل رژيم
ستمشاهي شد .
او پس از
پايان دورهء
ابتدايي ، در
هنرستان
صنعتي شبانه ،
به تحصيل
ادامه داد و
در سال 1351 با
موفقيت مدرك
ديپلم را
دريافت كرد .
فعاليتهاي
شهيد پيش از
پيروزي
انقلاب اسلامي
احمد
كه انساني
وارسته و مؤمن
تربيت يافته
بود
همواره با
رژيم شاه در
حال مبارزه
بود . حتي وقتي
به سربازي
اعزام مي شود در ارتش
به روشنگري
سربازان و افشاگري
مفاسد مي
پردازد . پس از
پايان سربازي از سوي
يك شركت
خصوصي
براي انجام
مأموريتي به ((
خرم آباد )) مي
رود . روز به
روز در مبارزاتش
عليه شاه
جايتر عمل مي
كند تا اينكه از
سوي ساواك تحت
تعقيب قرار مي
گيرد و در سال 1354
، كميته مشترك
به اصطلاح (( ضد
خرابكاري
ساواك)) او را
دستگير و مورد
شكنجه قرار مي
دهد . مدت پنج ماه
در زندان (( فلك
الافلاك)) خرم
آباد ، در
سلول انفرادي
به سر مي برد .
اين زندانها و
شكنجه ها ، از
احمد فردي
مجرب و خود
ساخته بار مي
آورد و او را
در راهي كه
انتخاب كرده
بود ، راسختر
و پر صلابت تر
مي كند
.
احمد
پس از فلك
الافلاك حدود
نه ماه در بند
عمومي زنداني
مي گردد . با
اوج گرفتن موج
انقلاب اسلامي
از زندان آزاد
مي شود : اما
آرام نمي گيرد
و نقش رابط و
هماهنگ
كنندهء تظاهرات
و
راهپيماييها
را در جنوب
تهران به عهده
مي گيرد .
بارها در
مبارزهء با
رژيم ستمشاهي
، تا پاي
شهادت پيش مي
رود و در
روزهاي پيروزي
انقلاب
اسلامي ،
بويژه 21 و 22 بهمن
1357 از خود درخشش
و توانمندي
خاصي بروز مي
دهد
.
مبارزه
با ضد انقلاب
در كردستان
پس از شروع
غائله
كردستان در
اسفندماه سال
1357به همراه 66تن
از همرزمانش
داوطلبانه
عازم بوگان شد
و به دليل
ابتكار عمل
هوشيارانه و
فرماندهي قاطع
خود توانست
كليه اشرار
مسلح را
متواري كند.
منطقه را از
لوث وجود ضد
انقلابيون كه
در راس آنها
دمكراتها
قرار
داشتند،پاكسازي
نمايد.او پس
از تثبيت
مواضع
نيروهاي
انقلاب در
بوكان ،به
شهرهاي سقز و
بانه رفت. در
ابتداي ورود
به شهر بانه تلافي
كمين ناجوانمردانهاي
كه ضد
انقلابيون به
نيروهاي ستون
ارتش زده بودند،طي
يك عمليات
دقيق «ضد كمين»
خسارات سنگيني
به آنان وارد
آورد كه در
اين نبردچهارصد
اسيرو دويست
كشته از
انقلاب برجاي
ماند.
پس از
آن به همراه
گروهي از
رزمندگان از
جمله معاون
خود(شهيد محمد
توسلي)براي
فتح سنندج راهي
اين شهر شد.
ستون تحت
فرماندهي او
از سمت راست
شهر،حلقه
محاصره ضد
انقلاب را در
هم شكست و به
همراه
سرداران
رشيدي چون
محمد بروجردي
و اصغر
وصالي،سنندج
را آزاد نمود
و كمر تجزيهطلبان
را شكست.
آزاد
سازي
شهرمريوان
اوايل
خرداد1359ماموريت
آزادسازي
شهرتام مريوان
كه در تصرف
گروهگهاي
محارب بود،به
وي محول شد.
تسلط ضد
انقلاب در
مريوان به
گونهاي بود
كه از پادگان
اين شهر ميتوانستند
افرادي را كه
در سطح شهر
تردد ميكردند
شمارش كنند.
به همين دليل
به محض نشستن هليكوپتر
در محوطه باند
فرود و حاج
احمد و همراهانش
زير آتش همه
جانب دشمن
قرار مگيرند.
حاج
احمد پس از
ورود به شهر.
سازماندهي
نيروها،با
يورشي سهمگين
و برق آسا شهر
مريوان و مناطق
اطراف آن را
از لوث وجود
گروهكها پاك
نمود.
از
همين زمان بود
كه مسئوليت
فرماندهي
سپاه مريوان
به عهده ايشان
گذاشته شد و
بلا فاصله به
اتفاق شهداي
بزرگواري چون
حاج عباس
كريمي،سيد
محمد رضا
دستواره،رضاچراغي،حسين
قوجهاي،حسن
زماني،محسن
نوراني و
عليرضا
ناهيري به
پاكسازي مواضع
مزدوران
استكبار اعم
از كومله
،دمكرات و رزكاري
پرداخت.ترس و
وحشتي كه از
او بر دل سياهضدانقلابيون
نشسته بود به
جدي بود كه به
قول يكي از
همرزمانش،هروقت
به ضد
انقلابيون
خبر ميرسيد
كه حاج احمد
قصد حمله به
آنها را
دارد،قواي ضد
انقلاب ،فرار
را بر قرار
ترجیح ميدادندو
مانند روباه
از معركه ميگريختند.
حضور
در لبنان
حاج
احمد پس از
فتح خرمشهر و
تثبيت مواضع
رزمندگان
اسلام در آن
جا ، اواخر
خرداد 1361 ، طي
مأموريتي
همراه يك هيأت
عالي رتبهء
سياسي و نظامي
جمهوري
اسلامي ايران
، به سوريه و
لبنان سفر مي
كند تا راههاي
كمك به مردم
مظلوم و بي
دفاع لبنان را
از نزديك
بررسي نمايد .
شركت
در دفاع مقدس
حاج
احمد در سال 1360
پس از بازگشت
از مراسم
حج،ماموريت
يافت تا رزم
بيامان خود
را در جبهه
هاي جنوب
ادامه دهد. او
از طرف سردار
فرماندهي
محترم كل سپاه
مامور شد با
به كارگيري برادران
سپاه مريوان و
پاوه تيپ محمد
رسول الله (ص)-كه
بعدها به لشكر
تبديل شد- را
تشكيل دهد و
فرماندهي تيپ
مذكور را نيز
خود به عهده
گيرد. پس از
مدتي زمينه
اجراي عمليات
بيت المقدس در
دستور
كاريگانهاي
رزمي قرار
گرفت. حاج
احمد علاوه بر
مسئوليت خطير
فرماندهي
تيپ،در تمامي
ماموريتهاي
شناسايي شركت
داشت و با نفوذ
به قلب مواضع
دشمن از نزديك
راه كارهاي مناسب
عمليات را
شناسايي ميكرد.
در شب دهم
ارديبهشت ماه
سال 1361عمليات
بيت المقدس
آغاز شد و
رزمندگان
اسلام به
فرماندهي حاج
احمد از دو
محور به مواضع
دشمن يورش
بردند. نقطه
آغاز
عمليات،منطقا
دارخوين به
سمت جاده
اهواز-خرمشهربوده
با عبور
نيروها از رود
متلاطم كارون
به سمت
دژ«مارد»جهتدهي
شده بود و با
وجود حجم
سنگين آتش كور
و بيوقفه
يگانهاي
توپخانه ارتش
بعث عراق
،رزمندگان
اسلام
توانستند
نيروها دشمن
را در اين محورها
زمينگير
كنند و كليه
تانكهاي آنها
را دفع
نمايند. يكي
از فرماندهاي
عملياتي جنگ
در مورد نقش
حساس ايشان در
عمليات بيت
المقدس ميكويد:«اگر
فرماندهي
قاطع و عمل به
موقع در بعد از
ظهر روز اول
عمليات بيت
المقدس روي
جاده اهواز-خرمشهر
حاج احمد نبود
عمليات به
مشكلات زيادي
برخورد ميكرد.
او در همان جا
اسلحه
كلاشينكف خود
را به دست
گرفت و تا مرز
شهادت
ايستادگي كرد
و رزمندگان
نيز با تاسي
به او مقاومت
بسياري از خود
نشان دادند كه
در نهايت جاده
اهواز-خرمشهر
حفظ شد. او به
رغم جراحت و
زخمي كه از
ناحيه پا داشت
حاضر به ترك
ميدان نبرد
نشد و با صلابت
و اقتدار تمام
از دژهاي
مستحكم و
ميادين متعدد
مين،نيروهايش
را عبور دادو
در نهايت ساعت
11 صبح روز سوم
خردادماه سال
1361رزم آوران تيپ
27حضرت
رسول(ص)با
جلوداري
سردار حاجاحمد
متوسليان در
كنار ساير
يگانهاي سپاه
به خاك مطهر
خرمشهر قدم
نهادند .ايشان
در عصر همان
روز طي سخنان
كوتاهي خطاب
به دريادلان بسيجي
در برابر مسجد
جامع خرمشهر
چنين گفت:
«همه
عزيزان ما كه
تا امروز در
خونشان غوطه
ور شده و به
شهادت رسيدهاند
براي حفظ
اسلام عزيز
بوده هرچند
داغ فراقشان
جگر ما را
سوزاند،اما
خدا را شكر كه
بالاخره
توانستيم
امروز با
آزادي خرمشهر
قلب اماممان
را شاد كنيم.»
در پي
آزادسازي
خرمشهر،حاج
احمد در معيت
ساير سرداران
فاتح خرمشهر
به محضر
فرمانده كل قوا
حضرت امام
خميني(قدس سره
)اين سرداران
دلاور به ويژه
حاج احمد را
به گرمي مورد
تفقد خاص خويش
قرار دادند.
ويژگيهاي
اخلاقي
آگاهي و
شناخت بالا ي
ايشان در
مسائل
سياسي-اجتماعي
از جمله
خصوصيات بارز
اين سردار
بزرگوار بود. در
تدبيرو تصميمگيريهايش
دقت نظر داشت.
ضمن قاطعيت در
كار،بر دلها
فرماندهي ميكرد
و همراده در
بطن مشكلات
حضور داشت. به
همين دليل
،درسختترين
شرايط،كسي او
را تنها نميگذاشت.
امكاناتي را
بيشتر از
نيروهاي تحت
امر خود،به
رغم برخورد
قاطعانه در
امر
فرماندهي،در كارهاي
جمعي مانند
ساختن
سنگر،نظافت
محيط،شستن
ظروف و...با
پرسنل تحت امر
همراهي ميكرد.
علاقه به
مطالعه و بحث
پيرامون
اخبار و رويدادها،از
خصوصيات ديگر
او بود. در
مواقع مقتضي
در جمع صميمي
همرزمانش
پيرامون
مسائل اعتقادي
بحث مينمود.
حاج احمد نسبت
به
شهداوخانوادههاي
محترمشان
احترام خاصي
قایل بود و در
هر فرصتي به
مزار شهدا ميرفت
و براي رسيدگي
به معضلات و
حوائج
خانوادههاي
اين عزيزان
تلاش ميكرد
در غم فراق
همرزمانش ميسوخت
و نقل ميكنند:«هنگامي
كه برمزار
شهيد جهان آرا
حاضر ميشد،آن
چنان از خود
بيخود ميشد
كه با ساعتها
بيوقفه اشك
ميريخت و با
روح بلند او
نجوا ميكرد.»
برادر
ديگري نقل ميكند:«شبي
در جوار مرقد
مطهر حضرت
زينب(س)تا صبح به
گريه و نماز
مشغول بود.
حوالي سحر با
سيمايي بشاش و
لبي خندان به
سوي همسفرانش
آمدو در پاسخ
به سؤال
دوستايش كه
خوشحالي او را
جويا شده بودند،گفته
بود:از سر شب
داشتم در فراق
برادران
شهيدم
،مخصوصا شهيد
محمد توسلي
اشك ميريختم
به عمه سادات
متوسل شدم. تا
بلكه ايشان در
كارم عنايتي
فرمايند. چند
لحظه پيش ناگهان
ديدم يك
پيرمرد
نوراني
بامحاسني
سفيد و لباس
بسيجي بر
تن،كنارم
آمدو ايستاد و
گفت پسرم!بيتابي
نكن ،لحظه
اجابت دعايت
نزديك شده است.»
مروري
بر زندگاني
جاويدالاثرمتوسليان
در سال 1332
در تهران
متولد شدند.
در سال 1354
دستگيري
بوسيله ساواك
به جرم فعاليت
عليه رژيم
منحوس پهلوي
پنج ماه
زنداني
انفرادي در فلك
الافلاك خرم
آباد
سال
1365رابط و
هماهنگ كننده
تظاهرات در
محلات جنوبي
شهر تهران
اعزام
به كردستان
اسفندماه
1357براي سركوب
اشرار آن
منطقه
1358ماموريت
براي
آزادسازي
جاده
پاوه-كرمانشاه
1359ماموريت
براي
آزادسازي شهر
مريوان
دي ماه
1360عمليات
سرنوشت ساز
محمّد رسول
الله (ص)
تاسيس
تيپ 27 حضرت
رسول(ص)
ساعت 11
صبح روز سوم
خرداد سال
1361تيپ 27 حضرت
رسول(ص)به
فرماندهي
ايشان وارد
خرمشهر شد.
اواخر
خرداد سال
1361ماموريت به
لبنان براي
سركوب رژيم
غاصب
صهيونيستي
14تيرماه
1361اسارت
بوسيله
مزدوران
فالانژ
نحوه
اسارت
در
چهاردهم تير
سال
1361،اتومبيل
هيات نمايندگي
ديپلماتيك
كشورمان حين
ورود به شهر
بيروت و در
هنگام عبور
پست ايست و
بازرسي،مزدوران
حزب فالانژ
اتومبيل
رامتوقف و
چهار سرنشين
خودرو مزبور
به رغم مصونيت
ديپلماتيك-توسط
آدم ربايان
دست نشانده
رژيم
تروريستي تل
آويو گروگان
گرفته شده و
پس ازشكنجه و
بازجويي،به
نظاميان
اسرائيلي
تحويل
گرديدند،كه
از سرنوشت آنان
تاكنون
اطلاعي در دست
نيست. در حالي
كه همرزمان آن
مهاجر الي
الله
،مشتاقانه
چشم به راه
هستند تا خبري
ازاو و
همرزمانش
برسد.
منبع : www.navideshahed.com