سخنرانی با موضوع : حضرت فاطمه زهرا (س) الگوی زن مسلمان

سخنران:  سرکار خانم صالح غفاری

یکشنبه 9 خردادماه 1389

سالن اجتماعات دانشکده مدیریت و اقتصاد

 

   انسان مطابق با خلقتش دوست دارد چیزی را ستایش کند

بدون الگو و قهرمان حرکتی صورت نمی گیرد. حرکت از صفر تا بی نهایت، انسان در هر قدمش نیازمند الگوست که این الگو مقصد و چگونگی حرکت را به ما یاد می دهد.

انسان نیز مانند کل خلقت متحرک است هیچ چیز در خلقت راکد نیست. (سکون = مرگ) .

در بین موجودات ، همه منهای انسان حرکت دارند ولی این حرکت دوری است.

   انسان حرکت دوری ندارد به صورت صعودی حرکت می کند از صفر رو به بالا می رود ،  دوره ای از کمال را حرکت می کند و مانند درخت که از هسته شروع می شود بار می دهد و بعد فرسوده می شود. انسان آغاز حرکتش از صفر و پایان حرکتش لامتناهی است. پس از صفر به صفر نیست مقصدش خداست. در این مسیر انسان به الگو نیاز دارد. بنابراین خداوند قبل از خلقت، دانشگاه و استادی را برای انسان آفریده است . آدم و حوا در بهشت در زندگی عاری از نقص به صورت دو نوزاد از خاک خلق می شوند. انسان به طور اعم از هر مقطع از زمان به محیطی و اساتیدی نیاز دارد.

اولین اساتید پدر و مادر و اولین محیط خانه است.

    به وسیله شما خدا آغاز کرد و به وسیله شما هم خاتمه داد ( فرازی از زیارت جامعه کبیره). این الگوسازی و قهرمان پروری دست ساز و دست پرورده دو مربی است. قهرمانانی که دست ساز خدا هستند و در مکتب وحی تربیت شده اند، پرورش پیدا کرده و به ما معرفی شده اند. آنچه خدا می سازد فرق دارد با آنچه طبیعت و انسانها می سازند. درست است که خدا انسان و طبیعت را ساخته، خدا به انسان اختیار داده خلاق باشد و اجازه داده که از این موهبت استفاده کند. اگر انسان به اختیار خودش دست پرورده خدا را الگوی خودش بسازد ، دست ساز و ساخته اش مانند دست ساخته خدا می شود. این آزادی و اختیار را خدا به انسان داده. ( تو حرکت کن و طبق وحی و الهامات خدا از دست پرورده های خدا استفاده کن و یا خودت راهی را انتخاب کن.)

   دانشمندانی که در مکتب انسانها تربیت شده اند با قهرمانانی که در مکتب خدا پرورش یافته اند فرق دارند. ما به عنوان بندگان خدا و کسانی که خدا را محور توحید انتخاب کرده و خود را مسلمان و موحد می دانیم باید قهرمانانی را که خدا به ما معرفی کرده الگوی راه قرار دهیم.

  انسان شبیه سازی می کند قهرمان سازی می کند طبق الگوهایی که خدا به ما داده ولی با قهرمانانی که خدا معرفی کرده فرق دارد. ما پرنده را دیدیم، هواپیما ساختیم و تمام صنایع اینگونه شبیه سازی شده اند. اگر الگوهای از پیش ساخته شده توسط خدا در اختیار ما نبود هیچ حرکتی پیش نمی آمد. اگر خدا مربی ما باشد ساخته های ما شبیه ساخته خدا می شود. صنعت عیسی (ع) طب و طبابت او مانند طبابت خدا بود. طبابت پیامبر همان شفای الهی است. موسی (ع) صنعتش که چوب را به اژدها تبدیل کرد. آب سیال (دریا) به فرمان موسی به دیوار تبدیل شد. صنایع پیامبران عینا مانند صنعت خداست چون محور توحید در آن حفظ شده است.اصل تکامل از کلمه توحید حفظ می شود.

   زهرا (س) یک فرصت بسیار کوتاهی بعد از رحلت پیامبر(ص) داشتند. چگونه از این فرصت استفاده کردند؟ نقش ایشان  مانند نقش قلب بود که اساسی ترین نقش را در بدن دارد ولی پنهان است.

در جایی تصمیم گرفت وارد اجتماع شود و آشکار شود و صحبتش را به اجتماع عرضه کند در این فرصت کوتاهی که حضرت در مسجد سخنرانی کرد. اولین بخش سخنانش را با بیان توحید شروع  کردند. حمدی که مبتنی بر الهامات و دانسته های خداوندی بود. حمد برای آنچه به ما الهام کرد، قبل از آنکه ما استحقاق دریافتش را داشته باشیم. قهرمان کسی است که در تمام ابعادش برای ما قهرمان باشد. ما به دنبال عمل می گردیم. خبر نداریم که عمل بر مبنای علم شکل می گیرد. عمل در محدوده مکان و زمان صورت می گیرد. علم یک عالم، فراتر از زمان و مکان است.

   قهرمانانی را که خدا به ما معرفی کرده باید به بچه هایمان هم نشان دهیم و یاد دهیم که خودشان را به انها نزدیک کنند. بطور مثال قصه گفتن به بچه ها از زبان یک مداد که دارند مسابقه می دهند کدامیک از قلم های چوبی روی آب می ماند و کدامیک زیر آب می رود و سپس اشاره نمودن به  قصه مداد و قلم زکریای پیغمبر(ع) . الگوی پیامبری فراتر از ذهن بچه هاست. به جای اسپایدرمن، عنکبوت قرآن را به بچه ها بگوییم و قهرمان سازی کنیم.

   سالها گفته اند زن ضعیف است در حالیکه در شخصیت حضرت زهرا(س) شجاعت در اوج غربت و ناتوانی دیده می شود. اگر زنی لشکری داشته باشد، همسر پادشاه باشد و ثروت داشته باشد، شجاعت ایشان طبیعی است ولی حضرت زهرا(س) چگونه بود؟ وقتی ضعیف هستیم که حرفی برای گفتن نداشته باشیم. ولی وقتی حق در اختیار شما باشد و مبنای کلامتان خدا و حق باشد هیچوقت احساس ضعف نمی کنید. یک خانم از وقتی متولد می شود تا هنگام مرگ مراحلی را می گذراند که شاید احساس کند تحت حمایت یک مرد است و این احساس به او احساس ضعف دهد چون حق خودش و علت این قضیه را نمی داند این احساس را می کند.اما  اگر آگاهی داشته باشد اینگونه حس نخواهد کرد آزادی ثمره آگاهی است نام کتابی است که به خانم ها توضیح می دهد که چه موقع به آزادی خواهی رسید. بعضی از مردها هم همین احساس ضعف را دارند در مقابل کارفرما، استاد یا  ... .   ضعف به خاطر این است که احساس می کند وابسته است و وابستگی احساس ضعف می آورد. کارگری که به حقش واقف است و عزت و احترام خودش را بداند احساس ذلت نمی کند. تمام روابط انسانی اگر بخواهد سالم و درست تعریف شود بر مبنای این شعار است  که آگاهی بده تا آزادی حاصل شود.

مدیر خوب اول به زیر دستان خودش آگاهی می دهد تا آزادانه کار کنند.

شجاعت را برای بیان حق از حضرت زهرا (س) بیاموزید.

   تنها شنونده دردهایش همسرش، علی (ع) است. او به محاکمه نشست تا حق مالی اش را بگیرد. او راه و روش های احقاق حق را به خانم ها آموخت. او به بشریت یاد داد که از مسیر حق، حق را دریافت کنند. اول قانونی را که خدا وضع کرده را یاد بگیرند و بعد به حقشان برسند. ارث حق هر وارثی است. چگونه یاد داد به خانم ها که از حقوقشان دفاع کنند. حق اول، ارث، حق دوم، حق ولایت. حضرت زهرا(س) از قرآن الهام می گیرد و مبتنی است بر قرآن. برای همین از تشبیه زیبا برای الهام دادن استفاده می کند. بدنه جامعه مانند بدن انسان است. مغز فرمان می دهد سایر اعضا از مغز فرمان می گیرند قلب خون را در تمام بدن توزیع می کند . شش ها و کبد و... نسبت به پایین تنه چه نقشی دارند؟ رهبران و مسئولان و ... جنین نقشی در جامعه دارند. ولایت چنین مفهومی دارد. نسبت اهمیت بالاتنه به پایین تنه.

ایشان قسمت های بالا تنه را به افراد مهم و برتر و افراد پست را به پایین تنه تشبیه می کند و مدیریت صحیح را اینگونه تعریف می کند اگر علی (ع) قافله سالار بشریت بود چه می کرد؟

چه چیزی باعث شد که انتقامشان را از اباالحسن گرفتند؟  یک گناه علی این بود که شمشیرش برنده بود و آنجا که می خواهد وارد عمل شود خیلی شجاعانه وارد می شود.

اگر علی(ع) در صحنه ولایت بود ولایت را به گونه ای اعمال می کرد که اگر بشریت از محبت خدا انحراف پیدا می کرد علی (ع) جامعه را به سمت راه درست و کار درست بر می گرداند و سیر آرام و مطمئنی می داد بشریت را بدون جراحتی در مسیر کمال هدایت می نمود و راه را برای آنها بگونه ای مهیا می کرد که خسته نشوند و ملالت پیدا نکنند .

 علی (ع) طوری زیر مجموعه خودش را به جامعه صادر می کند که افراد باطن داری باشند و...

در مورد تشبیهات حضرت زهرا (س) در خطبه ایشان فکر بکنید.

برگرفتن آیات قرآن و استفاده از آنهه در مواقع ضروری هنر حضرت زهرا(س) بود که کلام را از قرآن می گرفت و در جای خاص خودش می گذاشت. استدلال محکم بر مبنای احکام و قواعد محکم است.

علم جیست؟ معلوم چیست؟ متعلم چیست؟ عالم کیست؟

علم: چیزهایی که هست و باید شناخته شود از ذره تا کل کهکشان ها.

متعلم: انسان این علم را باید بشناسد نه غیر انسان پس متعلم انسان است.

انسان علم ذاتی ندارد ولی استعدادی دارد که می تواند متعلم باشد.

عالم: خداوند است که عالم به ذات است.

مدیریت علم مهم است نه تقسیم بندی علم. آنچه که انسان می آموزد باید مدیریت شود.

در مسائل تربیتی چه علومی نیاز است و چه دانشمندانی؟ مدیر اصلی علم، اولیای خداوند هستند. همان قهرمانانی که خداوند معرفی کرده است.

انسان در یک مرحله به عنوان موجود طبیعی خلق و در مرحله دیگر تربیت می شود. مدیریت این بخش ها مهم است.

علم در مورد معصوم به دو دسته کلی و جزئی تقسیم می شود:

علوم کلی: اشراف به تمام اسرار خلقت که خداوند آنها را شاهدان عالم می داند.

علوم جزئی: یعنی هر لحظه باید مخابره شود. افکار ما هر لحظه در حال تغییر است.

تغییرات جزئی در همان لحظه که اتفاق می افتد علوم هم مخابره می شود به همین دلیل قرآن حضرت زهرا را لیله المبارکه نامیده است. علی (ع) گیرنده علم زهرا (س) است. زهرا (س) ام الکتاب است چون اصل است اولین گیرنده مخابرات الهی زهرا (س) است. و از زهرا (س) به حضرت  علی (ع) می رسد و بعد به کل امامان و معصومین علیهما السلام.

از مقام انسان کامل دو دریافت داریم: آنچه در نزد خداست و آنچه در نزد انسان است.

حضرت زهرا (س) امام نیست. ما امامت را از معرفت انسانها تعریف می کنیم. امام یعنی فردی که معرفت الهی از خدا بگیرد و به بشر تحویل دهد ما رسول اکرم و ائمه را با اعمالشان می شناسیم.

معرفت زمانی صورت می گیرد که پرده ها و حاجت ها و نیاز ها را کنار بگذاریم.

معرفت وقتی است که به ذات پی ببریم نه به صفات.

اخلاص وقتی است که خدا را به ذاتش بشناسیم نه به صفاتش.

زهرا (س) شخصیتی است که خدا به او مقام امامت که شهودی و عینی است نداده برای اینکه ما بدانیم که برای رسیدن به عمق ذات و اخلاص باید ظواهر را کنار بگذاریم در این صورت می فهمیم که زهرا(س) ظرفی است که علم خدا در او نهاده شده است . مقام امیت زهرا (س) والاست. او منبع است. اگر نبود معصومین هم قابل ظهور نبودند. از دامن این ام ریشه امامت بوجود آمده است.

حق زن بودن و جایگاه زن را باید شناخت تا احساس ضعف از بین برود.

حقوق زن را از قرآن و اهل بیت باید یاد بگیریم. (تحت الحمایه بودن زن از طرف مرد وظیفه اوست نه منت)

فاطمه بیت الله است یعنی قلبی که در خودش تمام لوازم تغذیه خود و دیگران را دارد. تمام انسانها از شیر حکمت فاطمه سرشار می شوند و جنت ( به معنای تکامل) از زیر پای فاطمه (س) و این چنین زنانی می گذرد. اگر زن از خودش شناخت پیدا کند می تواند فاطمه زمان خودش باشد.

ظلمی که بر زهرا(س) شد و او خودش را به آب و آتش زد تا این ظلم را افشا کند و زیر فشار ظلم باقی نماند.

روزی که حضرت حجت (عج) ظهور کنند انتقام از دشمنان مادرشان زهرا(س) خواهند گرفت زیرا دشمنان اهل بیت یعنی دشمنان کل بشریت.

زهرا (س) شکایت می کند در خطبه اش، پس آیا دیگر شفاعت نخواهند کرد ؟ این شفاعت در مقابل شکایت همانند بی نهایت است در مقابل کم

در خاتمه باید گفت : زهرا (س) در 18 بهار عمر خود تمام هستی خداوند را به نمایش گذاشتند.

حجاب 2 بعد دارد:

1-     ظاهر: پوشش و چادر

2-     باطن: عفت (اگرعفت به معنای کامل خود وجود داشته باشد دیگرحجاب ظاهر معنا نمی یابد).