لبخندهای امام باقر علیه السلام
نعمت حقیقی
یکی
از ارادتمندان امام باقر علیه السلام خدمت آن حضرت رسید . امام علیه
السلام با غذایی خوشمزه از میهمان خود پذیرایی
کرد و سپس فرمود: « فلانی غذا چه طور بود؟» مرد شیعه عرض کرد: « فدایت
شوم خیلی خوب و خوشمزه بود؛ اما من آیه ای را به یاد
آوردم که نگذاشت خیلی غذا به دلم بچسبد.» امام پرسید: «کدام آیه؟»
عرض کرد: « ثُمَّ لَتُسئَلُنَّ یَومَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ» (در روز قیامت
از نعمت هایی که داشته اید بازپرسی خواهید شد.) اما
باقر علیه السلام فرمود: « به خدا قسم به خاطر این غذا (که خوردی)
هرگز مورد سوال قرار نخواهی گرفت.» بعد حضرت چنان خندیدکه دندان های
درخشانش نمایان شد و ادامه داد: « آیا می دانی معنی
نعیم (نعمت ها) در آیه چیست؟» مرد شیعه عرض کرد: «نه»
امام فرمود: « ما (اهل بیت) آن نعمتی هستیم که درباره ی
آن از شما سؤال خواهد شد.»
|
پاسخ هنرمندانه |
«کُمِیت
اَسَدی»-شاعر توانای اهل بیت علیهم السلام اشتباهی
کرد و در مدح خلیفه ی ستمگر اموی «عبدالملک مروان» شعری
سرود. مدتی بعد خدمت امام باقر علیه السلام رسید. حضرت از «کمیت»
گله کرد و فرمود: «آیاعبدالملک را ستایش کرده ای؟!» کمیت
عرض کرد: «من در ستایش از او نگفتم ای امام هدایت،بلکه گفتم:ای
شیر، و شیر درنده ای بیش نیست. گفتم: ای خورشید
و خورشید موجودی است بی جان. گفتم: ای دریا، و دریا
چیز بی روحی است. گفتم:ای مار، و مار حیوانی
است بدبو. گفتم :ای کوه، و کوه سنگی است ناشنوا»
از پاسخ عذر خواهانه وهنرمندانه ی کمیت
لبخندی شیرین بر چهره ی امام باقر علیه
السلام نشست.
آنگه کمیت برای جبران اشتباه خود و
دلجویی از حضرت باقر علیه السلام شعری به یاد ماندنی
درستایش اهل بیت علیهم السلام سرود.
|
عیبی ندارد |
امام صادق علیه السلام در ایام نوجوانی
لباسی سراپا سفید پوشیده بود که هنگام رد شدن از کنار یک
شتر ، حیوان بول کرد و لباس زیبای امام و بدن آن حضرت را آلوده
ساخت. امام صادق علیه السلام خیلی ناراحت شد و از ناراحتی
آیه «انالله وانا إلیه راجعون» را - که هنگام مصیبت می
خوانند - قرائت کرد.
امام باقر علیه السلام که فرزندش را زیر
نظر داشت ، از این ماجرا خنده اش گرفت و برای دلداری او
فرمود: پسر جانم ،عیبی ندارد.
منبع : www.aviny.com