موضوع خبر:

قران و فیزیک

تاريخ:

15/08/87

ساعت:

9:45

فرستنده خبر:

 

كد خبر:

 

قرآن و فیزیک

"و خورشيد در قرارگاه خود در حرکت است" يس 38
"و الشمس تجري لمستقر لها"
واژه " مستقر" به معني: جاي ثابت و مشخصي است که شي يا فرد در آن است ضمن اينکه به اينطرف و آنطرف نيز رفت و آمد مي کند. خورشيد همانطور که آيه توصيف مي کند در "مستقر" خود در حرکت است.
"مستقر" آن مرکز منظومه شمسي است که جاي ثابت و مشخص آن است. و حرکت آن از جمله حرکت آن در مداري در کهکشان راه شيري است که با سرعت 900000 کيلومتر در ساعت در آن در حرکت است و 225 ميليون سال طول مي دهد تا آن را طي کند.
" و چراغي (خورشيدي) با شراره هاي بزرگ قرار داديم"نبا 13
خورشيد بمثابه چراغ مي ماند:
تشبيه خورشيد به چراغ به اين معني است که خورشيد سوختي را مي سوزاند و نور و گرما مي دهد. خورشيد از عنصر هيدروژن و هليوم تشکيل شده. به دليل دماي بسيار زياد درون آن، پيوسته بخشي از هيدروژن مي سوزد و به هليوم تبديل ميشود و مقادير زيادي نيز انرژي مانند گرما و نور و تشعشعات آزاد مي کند. و به اين ترتيب بمثابه چراغ مي ماند. سطح خورشيد نيز همانگونه که قرآن آن را توصيف نموده، از جمله به شکلي که در تصوير مي بينيم شراره هاي بزرگ دارد.
"اوست که خورشيد را نور اصلي و ماه را نور بازتابي قرار داد". يونس 5
"ضيا» و ضو»" درخشش و تابشي است که از خود شي ساطع مي شود، مانند تابش و درخشش چراغ و شمع. و "نور" روشنائي و تابشي است که از خود شي ساطع نمي شود بلکه بازتاب تابش ضيا» است.
و اينکه آيه مي گويد: خورشيد "ضيا»" است و ماه "نور"، به اين معني است که تابش خورشيد از خود آن است ولي تابش ماه از خود آن نيست بلکه بازتاب تابش خورشيد است.
(اين موضوع در سوره نوح و به نقل از حضرت نوح آمده. يعني وي چند هزار سال پيش از ميلاد حضرت مسيح به مردم گفته بوده که: تابش خورشيد از خود آن و تابش ماه بازتاب تابش خورشيد است. )
 " سوگند به ستاره وقتيکه از بالا به گودال فرو مي افتد (يا فرو مي ريزد)". نجم 1
والنجم اذا هوي
"هوي" فعل گذشته از مصدر هوي است. "هوي": بمعني: فرو افتادن يا فرو ريختن از بالاي زمين يا از روي زمين به درون زمين است. يعني افتادن به درون گودال و چاله و چاه و غيره. ("خرور" بمعني: فرو افتادن با سر يا پيشاني است  "حط" بمعني: فرود آمدن يا فرود آوردن يا فرو نهادن است (مانند فرود آمدن هواپيما و پرنده)  "هبوط" بمعني: دچار اشکال و ايراد شدن و از بالا به زمين فرو افتادن يا سرنگون شدن است. برخي اشتباها از اين واژه براي فرود آمدن هواپيما استفاده مي کنند. " سقوط" به معني: فرو افتادن چيز بدرد نخور يا چيز بحال خود رها شده است. مانند: سرنگون شدن يک ميوه خراب شده  نزول به معني: پائين آمدن است  و انهيار به معني: فرو ريختن ناشي از پوکي است).
نکته آيه "فرو افتادن يا فرو ريختن ستاره در چاله" است:
وقتي ستاره اي خيلي بزرگ باشد، (بيش از 100000 برابرزمين باشد) نيروي جاذبه و فشار درستاره نوتروني آنقدر زياد مي شود که نوترونها تحت فشار خرد مي شوند و ماده در هم مي شود وبه چاله تبديل مي شوند. (نوترون ذره بدون بار الکتريکي استکه جرم آن تقريبا مساوي پروتون است و در کليه هسته هاي اتمي بجز هسته هيدروژن وجود دارد).
چاله ها چنان نيروي جاذبه قوي دارند که حتي نور نيز نمي تواند آنها راترک کند. به اين خاطر ديده نمي شوند و سياهچاله ناميده شده اند، اين چاله ها ستارگان اطراف را به طرف خود مي مکند يامي بلعند و در خود فرو مي برند. و به اين شکل به تعبير قرآن ستاره در چاله سقوط مي کند.
 (علت اينکه قرآن "مکيده شدن يا بلعيده شدن ستاره توسط چاله سياه" را"فرو افتادن ستاره در گودال" تعبير کرده اين است که سمت فرو افتادن (يعني سمت پائين) سمت کشش نيروي جاذبه است، وسمتي که ستاره توسط نيروي جاذبه چاله سياه کشيده مي شود نيز همان سمت پائين مي شود.به اين دليل "مکيده شدن ستاره" توسط چاله سياه را "فرو افتادن يا فرو ريختن ستاره در چاله" ناميده است).
" نه به خورشيد و نه به ماه هيچکدام سجده نکنيد، بلکه به خدائي سجده کنيد که آنها را (يعني: ماهها و خورشيدها را) آفريد"
خورشيدها و ماهها وجود دارد! 
در زبان عربي "ضمير" براي مفرد (يکي) و براي مثني (دوتا) و براي جمع (سه تا و بالاتر از آن) صرف مي شود. آيه از ماه و خورشيد که دوتا هستند صحبت مي کند ولي بجاي ضمير دوتائي مناسب آنها که "هما" به معني "آندو" باشد، ضمير جمع "هن" به معني "آنها" بکار برده است. يعني مي گويد: به خدائي سجده کنيد که خورشيدها و ماه ها را آفريد.
در زمان صدر اسلام تا پيش از اختراع تلسکوپ کسي خورشيدي و ماهي غير ماه و خورشيدي که مي بينيم را نمي شناخت. از زمان اختراع و بکارگيري تلسکوپ (هزار سال پس از محمد) تا کنون (در منظومه شمسي) دهها ماه کشف شده است.
"خدا آن است که هفت جو را آفريد و از زمين نيز چيزي مانند آنها".طلاق 12
همانطور که قرآن مطرح کرده زمين در واقع از 7 قشر (7 لايه) تشکيل مي شود:
  1- قشر خارجي زمين. اين قشر اساسا از سنگ خارا و کوههاي آن تشکيل شده.دما در عمق يازده کيلومتري به 1100 در جه مي رسد.
2 -قشر زير قشر خارجي. اين قشر از مگنزيم و سليکات آهن تشکيل شده و در 400 کيلو متري دما تقريبا1400  در جه است.
3 -سومين قشر زمين در عمق ميان 400 تا 700 کيلومتري قرار دارد. و از همان عناصر قشر بالائي تشکيل شده است. دما در آن بالاي 1400 درجه است.
4- چهارمين قشر تا 2900 کيلومتري عمق امتداد دارد. پائين آن آهن و سليکات منزيم تقريبا3800  درجه گرم است.
5- دماي آن بالاي 3800 درجه است و فعل و انفعالات خشونت باري در آن صورت مي گيرد.
6 -ششمين قشر از آهن و آلياژ فلز نيکل و مقادير کمي سولفيد آهن تشکيل شده.گفته مي شود که جريانهاي اين قشر باعث نيروي آهن ربائي زمين مي شود. دماي آن ميان 3800 تا 4200 درجه است.
7- از همان آهن و نيکل قشر بالائي خود تشکيل شده و در مرکز آن دما به 6000 درجه مي رسد.
جز» 27 سوره الرحمن آيه 37
"فاذا انشقت السما» فکانت ورده کالدهان"
"آنگاه که آسمان از هم بشکافد و چون گل سرخ و روغن گداخته باشد."
بر اساس تصويري که چندي پيش تلسکوپ هابل  از يکي از پيچيده ترين سحاب هاي نجومي بنام " سحابي چشم گربه " پبت کرده است، ساختارهاي حيرت آوري در اين سحابي معلوم شده که  شامل پوسته هاي گازي متحد المرکز، فوران هاي پر سرعت گاز، و گره هاي گازي غير معمول متاثر از شوک که تخمين زده مي شود 1000 سال سن داشته باشد، مي شود.