|
قالَ
الصّادِقُ
(عَلَيهِ
السَّلام)
- قالَ
رَسُولُ
اللّهِ :
اَلصّومُ
جُنَّةٌ :
اَي
سَترَةٌ
مِن افاتِ
الدُّنيا ،
وَحِجابٌ
مِن عَذابِ
الاخِرَةِ.
- حضرت
امام صادق
از جدّ
بزرگوار
خود ،
صَلَواتُ
اللّهِ
عَلَيهِما
، نقل مي
فرمايد که
آن حضرا
فرموده اند
که : روزه ،
سپري است
روزه دار را
از آفتهاي
دنيا ؛ و
مانع است
عذاب آخرت
را از او .
- فَاِذا
صُمتَ
فَانوِ
بِصَومِکَ
کَفَّ النَّفسِ
عَنِ
الشَّهَواتِ
، وَقَطعَ
الهِمَّةِ
عَن
خُطُواتِ
الشَّيطانِ.
- و از
جمله فوايد
امانت
گذاشتن
باري«عَزّ
اِسمُهُ» ،
سلام را در
ميان
خلايق،آن
است که
ايشان در
مصاحبت و
معاشرت با
هم صادق
باشند و از
مکر و غدر
محترز باشند.و
به
مقتضاي:«المُسلِمُ
مَن سَلُمَ
المُسلِمونَ
مِن يَدِهِ
وَلِسانِهِ»؛
مسلمانان از
دست ايشان
در آزار
نباشند.
- وَاَنزِل
نَفسَکَ
مَنزِلَةَ
المَرضي ؛
لا تَشتَهي
طَعاماً
وَلا
شَراباً ؛
مُتَوَقِّعاً
في کُُلِّ
لَحظَةٍ
شِفآءَ کَ
مِن مَرَضِ
الذُّنُوبِ
.
- يعني
: در روزه
قياس کن ،
نفس خود را
که به سبب ارتکاب
مناهي ،
بيمار است و
چنانکه
بيمار
جسماني را
رغبت و ميل
به طعام
نيست و به
اميد شفا از
مأکول و مشروب
، اجتناب مي
کند . تو نيز
به سبب
عصيان و نافرماني
مولاي
حقيقي ،
بيمار
روحانيي ، و
حکيم علي
الاطلاق از
فرط شفقت و
مهرباني و
از براي محو
گناهان ، تو
را فرموده
که : مثل
بيمار
جسماني از
خورش
ملاحظه کني
و روزه روي ،
تا به برکت
اين عمل و
عدم توجّه
به شهوات نفساني
، از مرض
روحاني شفا
يابي . و به
وسيله او ،
تقصيرات تو
محو شود.
- وَطَهِّر
باطِنَکَ
مِن کُلِّ
کَدَرٍ
وَغَفلَةٍ
وَظُلمَةٍ
،
يَقطَعُکَ
عَن مَعني
الاِخلاصِ
لِوَجهِ
اللّهَ
تَعالي .
- يعني
: چنانکه
درروزه ،
ظاهر خود را
از آلايش اکل
و شرب باز مي
داري ، باطن
خود را نيز ،
از وصمت
تيرگي و
غفلت و ظلمت
ميل به باطل
، بايد
پاکيزه
داري . تا
روزه تو از
معني اخلاص
خالي نباشد .
- قالَ
رَسُولُ
اللّهِ :
قالَ اللّهُ
تَعالي :
اَلصبومُ
لي وَاَنَا
اَجري بِهِ .
- حضرت
مصطفي ، از
جناب
احديّت نقل
مي فرمايد
که : آن حضرت ،
( عزّ شأنه ) ،
فرموده که :
روزه از
براي من است
و مختص به من
است ؛ و من
ثواب او را
چنان که
لايق به من
است به روزه
دار خواهم
داد . وجه تخصيص
حضرت باري
تعالي ،
خصوص روزه
را د رميان
ساير عملها
به جناب خودش
، عدم
اطّلاع غير
است به اين
عمل ؛ چرا که هر
عملي که ستر
و جفا ، در او
بيشتر است ،
به خلوص
اقرب است ، و
قدر و
اعتبارش
نزد خداي
تعالي بيشتر
است . از اين
جهت ، قدر
ذکر « لا اِله
اِلاّ اللّه
» در ميان
اذکار بيشتر
است .
فَالصّومُ
يُميتُ
هَوَي
النَّفسِ
وَشَهوَةَ
الطَّبعِ ،
وَفيهِ
حَيوةُ
القَلبِ . شروع
کرده است به
فوايد روزه
، مي فرمايد
که : از جمله
فوايد روزه
آن است که ،
ميميراند و
برطرف مي
کند
خواهشهاي
نفس را و
لذّتهاي
بدني را . چرا
که منبع همه
فتنه ها و
مصدر همه
شرّها ، شکم
است . و هر گاه
شکم پر شد و
از حرام و شبهه
استيفاي
حظّ خود کرد
؛ فرج به
حرکت در مي آيد
و خواهشهاي
باطل و
تخيّلات
عاطل در نفس
خطور مي کند .
چنانکه
حديث است که : «
اِنّي
اَخافُ عَلَيکُم
مِنَ
البَطنِ
وَالفَرجِ »
؛ و شهوت فرج
از شهوت بطن
ناشي مي شود
، که اگر بطن
عفيف باشد و
به قدر
ضرورت اکتفا
کند و از
حرام و شبهه
اجتناب
نمايد ، بلا شکّ
فرج نيز
عفيف مي شود .
و هر گاه هر
دو عفيف باشد
، حيات دل ،
که عبارت از
صفا و جلاي
باطن است ،
حاصل خواهد
شد . و ممکن
است که ضمير
مجرور راجع
به ( صوم ) باشد
.يعني : صوم
موجب حيات
دل است . و اين
معني نيز ،
نزديک به
معني اوّل
است .
- وَطَهارَةُ
الجَوارِح .
- و
فايده ديگر
، پاکي اعضا
و جوارح است .
چرا که روزه
کامل ،
چنانکه
مذکور شد ،
مشتمل است
بر حفظ جوارح
و اعضا ، از
ديدن نا
ملايم و
شنيدن نا مناسب
و تناول نا
موافق .
- وَعِمارَةُ
الظّاهِرِ
وَالباطِنِ.
- فايده
ديگر ،
تعمير ظاهر
و باطن است .
امّا اشتمال
روزه بر
تعمير ظاهر
، يا به
واسطه
اشتمال روزه
کامل است بر
حفظ اعضا و
جوارح از
حرکات ناملايم
، چنانکه
دانستي . و يا
به واسطه
تعمير ظاهر
، عبارت از
مشغول بودن
به ذکر باري
تعالي و به
ياد او بودن.
و اين معني د
روزه اهمّ
است .چرا که
آدمي د رغير
روزه د ربعضي
اوقات به
واسطه
اشتغال به
امود
عاديّه : مثل
اکل و شرب و
نکاح و
امثال
اينها ،
ممکن است که
في الجمله
از ذکر خدا
فارغ شود و
از اين فيض از
اين محروم
ماند ، و اين اسباب
در روزه دست
بهم تمي دهد
، و امّا
اشتمال
روزه د
رتأمين
باطن ، ظاهر
است . چرا که
هر گاه روزه
دار به او به
اوصاف
مذکوره
موصوف شد و
از مخلاّت و
منافيات ،
احتراز
نمود ؛ به
امارت دل که
عبارت از
پاکي او است
از لوثه
افکار
باطله و
مخاطرات
ضائفه ،
موصوف
خواهد شد.
- والشُّکرُ
عَلَي
النِّعمِ ،
وَالاِحسانُ
اِلَي
الفُقَراءِ.
- فايده
ديگر ، شکر
گذاري
نعمتهاي الهي
است . چرا که
به سبب روزه
و گرسنگي ،
قدر نعمّات
وافيه
ماضيه بر او
ظاهر خواهد
شد ؛ و شکر او
را بجا
خواهد آورد .
و فايده
ديگر ،
احسان نمودن
است به فقرا
و ارباب
حاجات . چرا
که به سبب روزه
و ادراک
گرسنگي ،
حال فقراو
اهل مسکنت ،
براو ظاهر
مي شود ؛ و مي
داند که
ايشان چه مي
کشيده اند و
چه مي کشند . و
اين باعث
رقّت قلب و
احسان
نمودن به
ايشان مي
شود . وَزيادَةُ
التَّضَرُّعِ
وَالخُشُوعِ
وَالبُکآءِ
. فايده ديگر
، زياد شدن
تضريع و
خشوع است .
چرا که روزه
، باعث قلّت
کدورت و
تخفيف تيرگي
دل است و
جلاي دل
موجب تضريع
و خشوع است و
تضريع و
خشوع ، موجب
قرب الهي
است . و نيز
باعث
زيادتي
رسوخ التجا
است به جناب
عزّت . چرا که
روزه موجب
صفا و جلاي
دل است ، و
جلاي دل ،
موجب انس به
باري و قطع
از مخلوقات
است . چنانکه
مي فرمايد :
وَحَبلُ
الاِلتِجآءِ
اِلَي اللّهِ
. يعني : روزه ،
باعث زيادتي
التجاره
است که باري
تعالي
چنانکه معلوم
شد .
- وَسَبُبُ
انکِسارِ
الشَّهوَةِ
.
- و
نيز روزه ،
سبب شکستن
شهوت و
خواهشهاي
نفساني است .
- وَتَخفيفُ
الحِسابِ ،
وَتَضعيفُ
الحَسَناتِ.
- و
نيز روزه ،
موجب سبکي
حساب روز
قيامت است و
دو چندان
شدن حسنات
است . چرا که
در روزه ،
نعمت الهي
کمتر صرف مي
شود ، و از
خوردن و
آشاميدن
روزه فارغ
است . پس حساب
او در روزه ،
سبکتر است .
يا آنکه به
بر کت اين
ماه ، حساب
او را سبکتر
کنند . و وجه تضعيف
حسنات يا از
جهت همين
وجه است ، يا
از جهت
توابع روزه
که روزه کامل
، مشتمل به
آنها است .
مثل زيادتي
خضوع و خشوع
در عبادت و
اتيان به
مستحبّات ،
و احسان به فقرا
و زيادتي از
کار و تلاوت
قرآن ؛ و
مانند اينها
. وَفيهِ
مِنَ
الفَوآئِدِ
ما لا يُحصي
؛ وَکَفي ما
ذَکَرنا
مِنهُ
لِمَن عَقَلَ
وُفِّقَ
لاِستِعالِهِ
. و در روزه .
از فوايد آن
قدر هست که ،
حيطه ضبط د
رنمي آيد و
آنچه بيان
کرده شد ،
کافي است از
براي هر که
صاحب عقل و
هوش است و
توفيق عمل
دارد .
|