رحیمپور ازغدی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات:
دعوت به اخلاق به معنی دخالت در مسایل شخصی و دینی افراد نیست
حسن رحيم پورازغدي اظهار كرد: در مورد دنيا دو دسته از آيات و روايات وجود دارد؛ يك دسته آياتي كه به بعد دنياستيزي اشاره ميكنند و دسته ديگرهم تاكيد ميكند كه قدر دنيا را بدانيد و لحظههاي آن را غنيمت بدانيد كه جمع اين دو امر از شاهكارهاي عرفان اسلامي است.
وي كه
در همايش تشكيلاتي «ياوران آفتاب» كه در دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقيقات
برگزار شد، سخن ميگفت، افزود: در واقع دين مطرح ميكند كه انسان بايد به گونهاي
زندگي كند كه مرگي وجود ندارد و به لحاظ دلبستن به دنيا نيز به گونهاي باشد كه
فردا خواهد مرد و انسان سالم كسي است كه اين دو را با هم جمع كند. رحيمپور ازغدي
با بيان اين كه يكي از مباني نظري توسعه و پيشرفت در جامعه جمع اين دو است، اظهار
كرد: ما هم الگوي توسعه و پيشرفتي را قبول داريم كه اين دو با هم جمع باشد.
وي در ادامه تاكيد كرد: هيچ عملي بدون ارتباط با خدا نميتواند عمل صالح باشد و عدل هم در اين مورد ابزار است و جهاد اقتصادي، علمي و فرهنگي نيز در صورتي ارزش دارد كه اليالله باشد. اين استاد دانشگاه با اشاره به احاديث و رواياتي از پيامبر بيان كرد: نفرت ما از هر كسي و هر چيزي بهتر است كه نفرت از دشمنان حقيقت باشد. همانطور كه جنگيدن در فرهنگ اسلام جنگ بدون نفرت است و بحث انتظار هم همين طور است و انتظاري كه شيعه به آن معتقد است نجات كل بشر و به معني دفاع از اميد است كه بنابراين ما نبايد بگذاريم بشر نااميد شود و اين انتظار يعني اين كه ما هيچ وقت راضي به هيچ ظلمي نميشويم.
وي با اشاره به بحث حق محوري گفت: اين امر مخصوص جامعه انساني نيست و يك ضرورت كيهاني و جهاني است. يعني يك ضرورت كيهاني و جهاني در تمام عالم است.
وي با اشاره به دو الگوي توسعه گفت: يك الگو اين است كه رفاه حق همه است و توسعه علم و ثروت و قدرت بايد براي همه حاكم شود و الگوي دوم كه الگوي توسعه ليبراليستي است ميگويد توسعه قدرت و ثروت و لذت به هر قيمتي، كه ما بايد مراقب باشيم اين دو الگو با هم اشتباه نشوند. رحيم پور ازغدي با اشاره به صحبتهاي امام(ره) مبني بر اين كه نبايد تصميم گيري را به دست كساني بسپاريد كه در لذت و رفاه بزرگ شدهاند حتي اگر آدمهاي خوبي باشند، برمواردي چون عدم رفاه مسوولين ، ايجاد رفاه براي همه مردم ، رفاه توام با اخلاق ، رفاه براي مردم و نه فقط براي حاكمان تاكيد كرد.
وي افزود: الگوي توسعه جامعه ليبرال سرمايه داري اين است كه مالكيت خصوصي و سرمايه داري و آزادي فردي مهم و با ارزش است و دولت وظيفه و حقي در رشد معنوي افراد جامعه ندارد اما وقتي ما سخن از الگوي توسعه ايراني اسلامي و دعوت به اخلاق مي كنيم به اين معني نيست كه حكومت در مسايل شخصي و ديني افراد دخالت كند چون نتيجه عكس دارد ولي نمي تواند بي دخالت هم باشد.
همچنين درپايان اين مراسم رحيم پورازغدي به پرسش برخي از دانشجويان درباره سنت و مدرنيته پاسخ گفت. رحيمپور ازغدي در پاسخ به پرسشي درباره سنت و مدرنيته گفت: سنت و مدرنيته در بستر فرهنگ مسيحي – اروپايي متولد شد و اتفاقي كه در آنجا افتاد و سنتي كه از آن صحبت كردم عبارت بود از سنت فرهنگ مسيحي فئودالي اروپا در قرون وسطي و در واقع سنت مدرنيته به مفهوم نو و نوآوري پديدهاي بود كه شروع آن را به معني پايان عصر تاريكي دانستند و يا عصر روشنايي و از قرن چهارده و پانزده ميلادي هم اسم آن را دوران بازتوليد، بازآفريني و رنسانس گذاشتند.
وي با بيان اينكه قرن شانزده را هم قرن اصلاح مذهبي و تولد پروتستانيزم يعني بدعت گذاريهاي اساسي در مسيحيت از نوع شديد ضد عقلي و ضد حقوق بشري ناميدند، گفت: قرن هفده هم دوران توليد فلسفههاي لائيك در غرب بود و قرن هجده را هم عصر روشنگري ميگويند به اين معني كه همان مفاهيم لائيك از حلقههاي نخبگاني و فيلسوفي وارد عرصههاي عمومي و ژورناليستي شد و در قالب روزنامه ، تئاتر و نمايش به يك گفتمان تبديل گشت. وي افزود: قرن نوزده را قرن ايدئولوژي مينامند كه آن فلسفههاي لائيك به ايدئولوژيهاي سكولار مثل ماركسيسم ، فاشيسم و ليبراليسم تبديل شدند كه وارد عرصه جامعهسازي شدند.
رحيم پور ازغدي در ادامه بيان كرد: قرن بيستم قرني بود كه برخي از اين ايدئولوژيهاي سكولار مثل ليبراليسم ، فاشيسم و ماركسيسم هر سه به قدرت رسيدند و در پايان قرن بيستم و الان هم كه اوايل قرن بيست و يك ميلادي است اين چند دهه آخر را دوره پست مدرن يا فرامدرن و عبور از مدرنيته ميگويند. به اين مفهوم كه آن دگمهاي سكولار مدرنيته هم امتحان خود را پس دادهاند و جزميات مسيحي فئودالي به جزميات مدرنيته ، مادي و لاييك تبديل شد كه اين هم مشكل ما را حل نميكند.
وي در ادامه توضيح داد: اين دوران تقريبا دوراني است كه گرچه نمي شود آن را كادربندي شده تعريف كرد ولي تقريبا يكي از جوهرههاي اصلي آن جوهرهي پريشاني فكر بشر است و در واقع اين دوره، دوره نسبيانگاري و شكاكيت است به اين معني كه ما ديگر در مورد هيچ چيز معيار بينالاذهاني عام نداريم و هر كسي عشق خود، ميل خود، دين خود، اخلاق و عقايد خود را دارد و هيچ كسي هم هيچ چيزي را نميتواند به ديگري ثابت كند و معياري براي داوري وجود ندارد و نوعي نهيليسم فرامدرن و پوچگرايي به وجود آمده است.
رحيمپورازغدي در ادامه اظهار كرد: اين مسيري است كه در غرب طي شده و غربيها دوران مسيحيت و حاكميت پاپها را دوران تاريكي نامگذاري كردهاند تا اسم خود را عصر روشن بگذارند كه در همين زمينه مبالغههايي هم در مورد قرون وسطي ميشود كه انگار همهجا جهل و جنايت و وحشت بوده كه ميگويند اين دوران، دوران لائيك شدن و حذف مسيحيت از صحنه و دوران بي ديني، دوران روشني، نور و پيشرفت وعلم است.
وي يك بخش از اين تعريف را تبليغات ايدئولوژيك ولي بخش ديگر آن را واقعي دانست و گفت: تا آنجا كه به غرب مربوط ميشود بعد سنت و مدرنيته معنا پيدا ميكند، اما اينكه دقيقا سنت و مدرنيته چه تعريفي دارد بين نظريهپردازان غرب در اين باب اتفاق نظري وجود ندارد و دهها تعريف از سنت و مدرنيته داده شده كه بعضي از اينها قابل جمع و بعضيها با هم قابل جمع نبوده و در تضاد با هم هستند.
وي افزود: ما در جهان اروپايي مسيحي مفهوم سنت و مدرنيته را به همين توضيح تاريخي كه داده شد ديدهايم و از يك چشمانداز تعريفهايي از سنت و مدرنيته داشتيم كه يكسان نبوده و متضاد بودند ولي در برخي تعريفهايي كه ميتوان اكثرا به آن ارجاع داد ادعايشان اين است كه مثلا در دوران قبل، از انسان و جهان توصيف ديني و مسيحي شده ولي ما از دين در دوران مدرن توصيف غيرديني و علمي مي كنيم يعني علمي بودن مساوي با غيرديني بودن و درواقع علم مساوي با سكولار است و توصيف مسيحيت از جهان، توصيف غيرعلمي و توصيف لائيك از جهان توصيف علمي است و توصيهها و برنامهريزيهايي كه هم در عرصه هاي مختلف ميكنيم بر همين اساس است و اين ديدگاه غرب است.
رحيم پور ازغدي در ادامه مطرح كرد: اما به نظر بنده در ديدگاههاي اسلامي تقسيمبندي سنتي و مدرن تقسيمبندي كوچكي است كه مفاهيم اسلامي در آن جا نميشود به عبارت ديگر برخي از مفاهيمي كه در تقسيمبندي غربي جز مفاهيم سنتي دانسته ميشود را اسلام قبول دارد و بعضي از آنها را نيز قبول ندارد. به اين معني كه بعضي از آن مواردي كه در غرب در چارچوب تعريف مدرن قرار ميگيرد اسلام آن را مدرن نميداند چون جزو سنت اسلام است و اسلام بخشي از آن را هم قبول ندارد.
وي ادامه داد: نگاه علمي به جهان، در سنت مسيحي نبوده ولي آيا در سنت اسلامي هم نبوده است؟ چون اصلا سنت اسلامي بنيانگذار نگاه علمي و تجربي به جهان است در واقع شاخصههاي مدرنيته مانند نگاه علمي به جهان، برنامهريزي براي زندگي ، واقعبيني ، تلاش و جدي گرفتن دنيا در غرب مفاهيم مدرن هستند ولي در جهان اسلامي اينها جز مفاهيم سنتي اسلام است. اين استاد دانشگاه گفت: شاخصهايي مانند سكولاريسم يعني نفي مكتب و معاد الهي از جهان و اصالت دنيا و كم كم ممتد شدن به نسبيت اخلاق و ارزشها جزو شاخصهاي مدرنيته است كه نگاه ما به عنوان مسلمان اين است كه بعضي از شاخصهايي كه در سنت مسيحي است مانند خداپرستي و اعتقاد به معاد و اخلاق را قبول داريم و از اين جهت سنتي هستيم و بعضي از شاخصهايي كه در سنت مسيحي ، كليسايي و پاپيزم بود مانند مخالفت با عقلگرايي ، علم گرايي ، تدوين نظام حقوق بشر در ذيل دين و پاسخگويي و نگاه علمي به جهان به اين لحاظ ما سنتي نيستيم.
وي افزود: در برخي شاخصهاي مدرنيته به اين معني كه نگاه علمي به جهان، برنامهريزي براي جهان و جدي گرفتن دنيا، ما به اين لحاظ مدرن هستيم و اگر شاخص هاي مدرنيته اين است اين همان شاخص هاي اسلامي است ولي آن شاخص هايي كه براي مدرنيته گفتند كه نتيجه آن سكولاريسم ، اصالت دنيا ، ترك معنويت ، به حاشيه بردن معنويت و ايمان به آخرت ، تفكيك بين سياست و اقتصاد با اخلاق ، معنويت و شريعت است ما به اين معنا مدرنيته را قبول نداريم .
وي گفت: پس مدرنيته دو دسته شاخص و سنت دو دسته شاخص است كه يك دسته از شاخص هاي سنت و يك دسته از شاخصهاي مدرنيته را ما به عنوان سنت اسلام قبول داريم يعني به اين لحاظ سنت اسلامي هم سنتي و هم مدرن و نه سنتي است و نه مدرن و به همين دليل است كه بنده گفتم آن تقسيم بندي سنتي و مدرن كافي نيست و نمي تواند اين مساله را حل كند. در اين همايش زماني، مشاور رييس دانشگاه آزاد اسلامي نيز با اشاره به افزايش رشد كمي و كيفي بسيج به بيان خاطراتي از دوران هشت سال دفاع مقدس پرداخت.
در ادامه اين مراسم هم چنين از نخبگان بسيجي با حضور دکتر خلیل علی محمدزاده معاون فرهنگی واحد علوم و تحقیقات ، نجاتی مسئول بسیج دانشجویی و سراج رئیس سازمان بسیج دانشجویی کشور تقدير شد.