دانشگاه و دانشگاهیان از دیدگاه امام خمینی(ره)

 

v        دانشگاه مبدأ همه تحولات است.

v        مقدرات این مملکت دست این دانشگاهی­هاست.

v        از دانشگاه باید سرنوشت یک ملت تعیین بشود.

v    دانشگاه یک کشوری اگر اصلاح شود، آن کشور اصلاح می­شود.

v    اساتید دانشگاه باید بدانند که اگر چنانچه دانشگاه را بسازند، کشورشان را بیمه کرده­اند تا آخر.

v    باید این مسئله را دنبال کنیم که دانشگاه اسلامی شود تا برای کشور ما مفید گردد.

v    باید قبل از هر چیز دانشگاه اسلامی باشد؛ برای اینکه کشور هر چه صدمه خورده است از کسانی بوده است که اسلام را نمی­شناخته­اند.

v    معنی اسلامی شدن دانشگاه این است که استقلال پیدا کند و خودش را از غرب جدا کند و خودش را از وابستگی به شرق جدا کند و یک مملکت مستقل، یک دانشگاه مستقل، یک فرهنگ مستقل داشته باشیم.

v    شما دانشجوهای عزیز! خودتان در صدد این باشید که از غربزدگی بیرون بیایید. این گمشده خودتان را پیدا کنید، گمشده شما خودتان هستید.

v    دانشگاه را باید شما رو به خدا ببرید، رو به معنویت ببرید و همه درس­ها هم خوانده بشود، همه درس­ها هم برای خدا خوانده بشود.

v    شما دانشگاهی­ها کوشش کنید که انسان درست کنید؛ اگر انسان درست کردید مملکت خودتان را نجات می­دهید.

v    دانشگاهها را مرکز تربیت قرار دهید؛ علاوه بر دانش، تربیت لازم است؛ اگر یک دانشمندی تربیت نداشته باشد مضر است.

v        دانشگاه باید مرکز درست کردن انسان باشد.

v    اگر دانشگاه واقعاً دانشگاه باشد و دانشگاه اسلامی باشد؛ یعنی در کنار تحصیلات، تهذیب هم در آن جا متحقق باشد، تعهد هم باشد، یک کشوری را اینها می­توانند به سعادت برسانند.

v    دانشگاه خوب، یک ملت را سعادتمند می­کند و دانشگاه غیر اسلامی، دانشگاه بد، یک ملت را عقب می­زند.

v    این افرادی که از دانشگاه درمی­آیند یا مخرب یک کشوری هستند یا سازنده آن کشور هستند.

v    هر چه از خوبی­ها و بدی­ها برای یک ملتی تحقق پیدا می­کند: وابستگی یا استقلال، در قید و بند بودن و اختناق یا آزادی، تابع تربیت­های دانشگاهی است.

v    دانشگاه است که امور کشور را اداره می­کند و دانشگاه است که نسل آینده و حاضر را تربیت می­کند و اگر چنانچه دانشگاه در اختیار چپاولگرهای شرق و غرب باشد، کشور در اختیار آنهاست.

v    دانشگاه که در رأس امور هست و تقدیرات یک کشوری، مقدرات یک کشوری بسته به وجود آنهاست، باید جدیت کنند که روی خودشان را از غرب و شرق برگردانند.

v    گویندگان و روشنفکران و متفکران و دانشگاهیان و دانشمندان، همه توان خود را صرف قطع امید دشمن اصلی ما آمریکا کنند.

v        جدیت و فداکاری لازم دارد تا دانشگاه، دانشگاه بشود.

v    امیدوارم دانشگاهی داشته باشیم که به درد ملت بخورد.

v    ان شاءالله، روزی بیاید که از جاهای دیگر برای تحصیل به ایران بیایند.

v    امیدوارم احساس کرده باشید که همه دردهای ایران از دانشگاه شروع شده است.

v    باید دانشگاهها بیدار بشوند، باید از همین دبستان تا آن آخر دانشگاه از این افکار غربزده تهی بشوند و شرق روی پای خودش بایستد.

v    اگر دانشگاهها درست نشود و مدرسه­های ما هم درست نشود، امید اینکه یک جمهوری اسلامی ما پیدا بکنیم نداریم.